... رادین به عید دیدنی می رود ...
به نام خدای پدید آورنده سال نو
-
رادین به عید دیدنی می رود 01/01/1391
امروز شنبه اولین روز هفته و اولین روز از سال جدید .
الان نزدیک ظهر و رادین ناز من که تو لباسهای عیدش خیلی جیگر شده ، آماده است که اولین عید دیدنی رفتنش رو تجربه کنه .
ما هم آماده ایم و از خونه به قصد رفتن خونه بابا احمد و مادر روحی خارج شدیم .
به خونه بابا احمد اینا که رسیدیم ، دایی آرمان هم که چون مثل ما تا نیمه های شب پای برنامه های تلویزیون بیدار مونده بود، هنوز خواب بود.
بعد از کمی میوه و آجیل خوردن ، بابا احمد عیدی رادین رو که یه تراول 50 تومانی بود بهش داد و به من و بابا محسن هم نفری ده هزار تومان عیدی داد .
دایی آرمان که بیدار شد بعد از شستن دست و صورتش با هامون روبوسی کرد و بعد به اتاقش رفت و با یه پاکت که توش عیدی رادین بود اومد . توی پاکت 20 هزار تومن پول بود و بعد همگی عکس یادگاری انداختیم و بعد به خوردن ناهار سبزی پلو ماهی که رسم هر سالمونه پرداختیم .
مدتی بعد راهی خونه بابا حبیب شدیم واسه عید دیدنی ...
رسم هر ساله بابا حبیب اینا این بود که صبح ها به عید دیدنی برند و بعد از ظهرها میزبان مهمونهاشون هستند.
به خونه بابا حبیب که رسیدیم ساعت 3:10 بعدازظهر بود ، پسر خاله بابا محسن اومده بود عید دیدنی و کمی بعد از رفتن ما رفت. این اولین مهمون بابا حبیب اینا بود .
بعد از پذیرایی های معمولی که عمو مهدی ازمون کرد ، مشغول عکس انداختن شدیم .
واسه خندوندن رادین موقع عکس گرفتن من نقش گربه رو ایفا می کردم و با صدای میو میو رادینم رو میخندوندم.
بعد نوبت به عیدی گرفتن رادین رسید که بابا حبیب یه تراول 50 توماتی به رادین داد و عمو مجتبی هم که شب سال نو هدیه رادین رو داده بود ده هزار تومن دیگه هم به رادین عیدی داد .
دیگه ساعت 5:30 بعدازظهر شده بود و ما خونه بابا حبیب اینا رو به قصد رفتن به خونه خاله های بابایی برای عید دیدنی شدیم.



... رادین به عید دیدنی می رود ...
